بهش گفتم نمی تونم به هیچ وقت اونجا زندگی نکردن فکر کنم! میگه خیلی ببخشید اما باید بهش عادت کنی ...همه کسایی که می شناسی این دوره رو داشتن....
بهش گفتم من باید بتونم برگردم...! میگه دیگه اونجا جایی نیست که برگردی...اونجا هم تنهایی...
بهش گفتم بسه این همه دوری...این همه دلتنگی....این همه تنهایی! میگه خیلی وقت ها این دوری خیلی هم خوبه...
بهش گفتم دیدی همه چیز چه زود گذشت؟ میگه آره بازهم زود می گذره...
بهش گفتم من می خوام ثانیه ها مال من باشن....اون روزمره بودن مزخرف ...! میگه ببخشید؛ بهتره به این هم عادت کنی.. که نمیشه!